Archive for اکتبر, 2006

و اما تو پزشک من بودی!

اکتبر 31, 2006

توي مطب ساعت هفته و باز، اين دقيقه ها مي گن نيومدي

حتي منشي ام ديگه رفته و باز، اين دقيقه ها مي گن نيومدي

روي ساعتم نگا مي كنم و ساعتم بهم ميگه نيومدي

اون صدات توي سرم سوت مي كشه، يكي مي گه پس چرا مرددي؟

يكي مي گه پس بگو عاشقشي، هفته ي بعدي كه باز نوبتشه

هي مي گه بگو بگو بگو بگو، هي داره توي سرم جيغ مي كشه

ساعت نه شده و توي رگام، زنگ اون صداتو تزريق مي كنم

يه دفه من ميشه تو، تو ميشه من، اسم تو حك ميشه روي هورمونم

من دارم يخ مي زنم بي تو يهو

گيج منگ و مست تو تلو تلو

مي نويسم رو تموم نسخه هام

نسخه مو پيچيده اون چشماي تو

با خودم فِك مي كنم دو ساله كه، استخون هي لاي زخمت مي ذارم

تا كه باز بياي سراغم رو زمين، روحم و صد دفه بالا ميارم

با خودم به ياد تو فَك مي زنم، بيخودي دقيقه ها رو مي شمرم

توي پوستم ديگه من جا نمي شم، باد مي شم، مي تركم، جر مي خورم

رو زمين خيسه و هي خون مي چكه، انگاري نشتي داره پوست تنم

هي مسكن مي خورم به عشق تو، به خودم هزار تا آمپول مي زنم

هذيون دارم مي گم ذوب شدم، پر مي شه صداي تو تو مطبم

تب گيرو روي سرم گير مي دم، از چهل رد شده داغي تبم

دل من يخ زده روي عشق تو

گيج و منگ و مست تو تلو تلو

مي نويسم روي دستام بعد از اين

اومدي پيشم بمون، ديگه نرو

پي نوشت 1:هي عيال، درسته كه ديگه ما رو تحويل نمي گيري ولي يادت باشه هنوزم مثه همون روزا واسه ت تب مي كنيم و هذيون مي گيم.

پي نوشت 2:من زي ذي نيستم،من زي ذي نيستم، من زي ذي نيستم، عاشقتم من تو بازي هستي تو بازي نيستم، من زي ذي نيستم!