Archive for ژانویه, 2007

ترك اعتياد در سه سوت با يك نسخه!

ژانویه 4, 2007

    هفته‌ی پیش رفتم به یکی از بچه‌های دوران دانشجویی سر بزنم البته توی مطبش، چند نفری بیرون منتظر بودند که برن داخل صبر کردم اونا برن تو بعد من برم  همین جور که نشسته بودم مکالمات جالبی بین این افراد شکل گرفت بد نیست شما هم اونا رو بخونین: البته قبلش توجه کنین منظورم از معتاد یه آدمه که معتاد بودنش تابلوئه منظورم از پسر یه پسر هفده هیجده ساله‌ست و آبی یه آدمه که آبی پوشیده قرمز هم طبیعتآ یه انسان قرمز پوشه البته دقیقآ یادم نیست که چی پوشیده بودند اما شما این طور فرض کنین! منم که منم!

معتاد(خطاب به همه): این دکتره شه ژور دکتریه 

آبی: واقعآ دکتر خوبیه

معتاد: یعنی شه که خوبه؟

آبی: هیچی من هیچ وقت مریض نمی‌شم اما هر بار که مریض می‌شم! میام پیشش

معتاد: واقعآ؟

آبی: آره مثلآ بابام دو سه سال پیش بد جوری مریض شده بود می‌خواست بمیره اما نمی‌مرد، این دکترو آوردیم بالای سرش سبک بارش کرد!

قرمز: چی‌چی می‌گی که خوبه، این دکترا هیچ کدوم هیچی بارشون نیست مثلآ خودم تا سرما می‌خورم چه دارو بخورم چه نخورم چه برم دکتر چه نرم دو هفته مریضیم طول می‌کشه وقتی هم برم دکتر همه‌شون یه چیز می‌دن همونایی که مامان بزرگم هم بلده اما نمی‌دونم چه سریه همیشه خر می‌شم و بازم میام دکتر انگار فقط ما بلدیم دم اینا رو کلفت کنیم.

معتاد: نه من از اون لحاژ می‌گم

آبی: از کدوم لحاظ؟

معتاد:کلآ

پسر: آره عامو  ئی یَک دکتری خوبی‌اس من که هر وخ نی‌میرم مدرسه میام اِزِش گواهی می‌گیرم جاوای دیگه پنش تومن برا گواهی می‌سونن ئی چار تومن می‌گیرِد با هم دیگه‌م رفیق شُدِیم قرارس یه چیزای خب ام بم بدد!

معتاد:پش خوب دکتریه؟

پسر: چی طو مِگه

معتاد: آخه من دیروژ برای گواهی نامه پایه یکم رفتم تشت اعتیاد آژمایشم مشبت در اومده گفتن برو یه جا دکتر که بهت یه نشخه برای روز قبل آژمایش بده توشم یه دارو بنویشه که مواد مخدر داشته باشه البته من معتاد نیشتما آژمایشم غلط در اومده عوژیا معلوم نیشت شه ژوری تشت می‌گیرن؟

پسر: برو پیشی همین آقای دکتر که خب جای اومِدِی.

معتاد: آقا شما شه نژری داری؟ خوب دکتریه:

من: اِاااِ اگه خوب نبود که پونصد تومن من‌و بعد از شیش ماه می‌داد برو تو که خوب جایی اومدی!