چند سال پیش توی یکی از شهرهای یکی از استانها که طبیعتآ اسمشو نمیارم مشخص شد که رشد جمعیت سالانه پلههای پیشرفت رو به شدت طی میکنه و در این راه انواع سدهای آی.یو.دی رو درنوردیده و از سوراخ کردن انواع کاندومها هیچ ابایی نداره و در این راه هیچ نوع قرصی جلودارش نیست، یک طرحی اجرا شد برای تفهیم کردن این ملت کاندوم ستیز که ارتش بیست میلیونی دیگه ظرفیتش تکمیل شده و نیازی نیست شما اینقدر به زحمت بیفتین و در انتهای این طرح یک سمیناری در همون شهر برگزار شد تا در مورد این طرح به بحث و تبادل نظر پرداخته بشه از بد حادثه منم به عنوان یک عدد سخنران رفتم اون بالا و یه چیزایی بلغور کردم و وبا توجه به این که برای سخنرانان قبلی کسی کف نزده بود اصلآ تعجب نکردم که این اتفاق برای منم افتاد اما حسن ختام مراسم سخنرانی جناب شهردار بود که اتفاقآ مراسم در ساختمان همون جا برگزار شد کلیهی سخنان آن شهردار محترم این بود:((به نام خدا من در مورد پیشگیریا این چیزا چیزی نمیدونم خودم هم تو زندگیم ۵ تا بچه دارم که خدا رو شکر، و معتقدم هر که دندان دهد نان دهد والسلام)) و در همین لحظه سالن از تشویق حضار جر خورد!
آوریل 11, 2007 در t 6:53 ق.ظ
به نظر من حق تو خورده شده، چون که غلظت طنز خونت انقدر هست که نبوی و بقیه ی طنز نویسهائی رو که نوشته شون آدمو از بی مزگی گریه می اندازه از رو ببره!
آوریل 11, 2007 در t 11:35 ق.ظ
من می دونم کجا بوده! خداییش آدم به حال اینا تاسف میخوره!